تبليغاتX
ایران سردرگم
سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی
فقط چند تا سوال به ذهنم اومد و گفتم بپرسم

 

چرا ایران برادر دارد ؟

چگونه شد که ایران با لبنان برادر شد ؟ ( البته به غیر از کشور برادر و دوست و همسایه و ... عراق و افغانستان و کشور برادر فلسطین و .... )

لبنان ! آیا برادر ؟ آیا سپر دفاعی ؟

چرا سید حسن نصرالله محبوب دل رئیس جمهور ؟

چرا رهبر محبوب دل سید حسن نصرالله ؟

چرا موشک های ایرانی در لبنان ؟

چرا بیماران و مجروحین لبنان در ایران ؟

چرا سخنرانی حزب الله لبنان در ایران ؟

و اگر سخن رانی سید حسن نصرالله در ایران آری ! پس چرا سانسور در سخنانش ؟

چرا ایران برای لبنان کاسه ی داغتر از آش ( یا همان دایه ی .... ) ؟

اصلا چرا لبنان ؟

این متن رو بخونید تا کمی از کفر من در شما هم دربیاد !

منبع :http://www.todaylink.ir/go/?id=9638

وي به مصاحبه اخيرش با سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان اشاره كرد و گفت: در بخشي از مصاحبه كه احتمالا از سيما پخش نشود، سيد حسن اعلام كرد: «حاضريم قطعه قطعه شويم تا ايران عزيز باشد اگر ايران عزيز باشد همه ما هستيم، من يك سرباز كوچك امام خامنه‌اي هستم. در مارون الراس 40 نيروي حزب الله در برابر يك لشكر از رژيم صهيونيستي ايستادگي كردند و تنها 13 نفر از آنان در آنجا به شهادت رسيد. بچه هاي حزب الله با نام امام خميني(ره)‌ حركت كردند، از امام حسين(ع) استعانت گرفتند و سلام و درودشان به مردم ايران بود.»

مصاحبه بيژن نوباوه، خبرنگار واحد مركزي خبر با سيد حسن نصرالله دبير كل جزب الله لبنان، شنبه شب از شبكه اول سيما پخش شد و در آن به مسائل مقاومت 33 روزه حزب الله در برابر رژيم صهيونيستي و مسائل منطقه اي و بين المللي پرداخته شد.

 

اینجا رو هم ببینید بد نیست ! :http://www.todaylink.ir/go/?id=9626

 

م.زندگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 20:25  توسط م.زندگی  | 

بعد از  گذشت حدود ۴۵ روز از سهمیه بندی :

آقایان هر وقت سخن از بنزین آزاد می زنند نرخ آنرا غیر مستقیم ۶۰۰ تومان اعلام می کنند ( یعنی اینکه می خواهیم نرخ بنزین را ۶۰۰ تومان بکنیم !) ( اصلا به کسی چه !! )

رانندگان تاکسی و وانت بار ها از گاز استفاده کرده و بنزینشان را لیتری ۳۰۰ الی ۶۰۰ تومان می فروشند ! و مسافرکش های عادی تمام سهمیه بنزین ۶ ماهشان را مصرف کرده و می نالند ! ( کمک هزینه برای رانندگان محترم تاکسی و وانت بار ) ( چش نداری ببینی مردم نونشون افتاده تو روغن ؟ )

گاز سوز کردن اتومبیل ها به صورت غیر ایمنی با کپسول های گاز منزل که واقعا بسیار خطرناک و قابل انفجار است ! ( آقا ما بنزینمون تموم شده می شه پیک نیک گاز دستیتونو بدی مارو برسونه خونه ؟ )

سخنرانی متخصصین شرکت نفت مبنی بر اینکه : " آیا می دانید این بنزین سهمیه ی ۶ ماه شماست ؟ پس با مدیریت درست بی بنزین نمانید ( این مردم چقدر نفهمند ! من می گم مال ۶ ماهته تو می خوای با ماشین خودت بری بندر عباس مسافرت ؟ کیش می ری واصه من !!!! )

درگیری پدر ها در منزل با خانم بچه ها سر این موضوع که اینقدر از ماشین استفاده نکنید ! ( بابا بریم پارک ملت ! دخترم فقط ۱۸۰ تا از ۶۰۰ تا سهمیه ی بنزینم مونده ! مفهومه ؟ و دختر : آآآآآآآآآآآآ  و پدر : باشه حاضر شید بریم )

 

در سخنرانی های نماز جمعه : بهترین کار سهمیه بندی بنزین بود تا عدالت بین ندار و دارا اجرا شود !! ( حاج خانم : ماشین بنزین نداره ! چند بار بگم ؟ . حاج آقا : باشه خانم ! گفتم که ، به ماشین اداره بنزین می زنم میارم تو خونه بنزینشو می کشیم میریزیم تو ماشین شما )

و بنده : بابا یه کم هم ماشین دادشو بردار ! سهمیه ی بنزین ۶ ماهم که هیچ ! سهمیه ی بنزین ۱۰ ماهمو هم تموم کردید شما ! ( اصلا چه معنی داره تو روابط خانودگی دخالت کنه کسی ؟ )

 

 

 

 

م.زندگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 19:6  توسط م.زندگی  | 

واقعا وقتی که چیزی بدون شرحه ، چرا باید براش توضیح نوشت ؟

دو تا موضوع رو به صورت خبری براتون می نویسم . چون نیازی به شرح ندارند !

 

اولیش : دستگیری یکی از آزادی خواهان ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸بنام میثم لطفی که بنام  اوباش محکوم به اعدام شد

 

اطلاعات بیشتر در این وبلاگ http://mycity.blogfa.ir/

دومیش : دستگیری یک بلاگر بنام سهیل آصفی (که خدا می دونه چگونه آدرس خونه اش رو پیدا کردند ) توسط مامورانی که به خانه اش ریختند و دستگیرش کردند ! (به چه جرمی ؟ شاید به جرم اینکه یک ایرانیست که در ایران زندگی می کنه !)

آدرس وبلاگ سهیل آصفی http://soheilasefi.blogfa.com/post-542.aspx

 

م.زندگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 21:50  توسط م.زندگی  | 

 

این روزها همه جا سخن از مالیات و دریافت و منابع مصرف آن است و خدا را شکر که ما هم رییس جمهوری بسیار فهیم داریم که خود پیش قدم می شود و به عنوان اولین نفر مالیاتش را با این دست می دهد که با دست دیگر ..... ( خوبه نمی گه بیاید به دفتر مالیاتی سر کوچه ی ما مالیاتتون رو بدید ! )

 

اما در مورد مالیات و منابع مصرفش !

مالیات چیست ؟ مالیات مبلغی است که شهروندان به ازای درآمدشان برای منابع رفاهی کشورشان به دولت می پردازند

منابع مصرف مالیات چیست ؟ این مبلغ برای منابع رفاهی و اجتماعی شهروندان مورد استفاده قرار می گیرد . مانند راه سازی ، اسفالت کاری خیابانها ، کابل کشی عمومی برق و تلفن ، لوله کشی عمومی آب و گاز ، کانال کشی فاضلاب و دفع فاضلاب و زباله و .... (چقدر خوب ! مگه نه ؟  )

حالا شما مالیاتتان را داده اید ؟ نه ؟ ( چقدر شما وطن فروشید و از این حرفا هستید ! )

حالا سوالی که پیش می آید این است که

چرا اصول مالیات گیری در کشور ما درست اجرا نمی شود و این مالیات کجا مصرف می شود ؟

خدا را شکر در کشور ما مالیات را فقط از قشر کم درآمد ، آسیب پذیر و در نهایت قشر معمولی کشور می گیرند و همیشه قشر پردرآمد کشور از این مورد به راحتی فرار می کنند

برسیم به این موضوع که این مالیات کجا مصرف می شود ؟

آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید ؟

تا چند وقت پیش در قبوض آب داشتیم : "لوله کشی فاضلاب " و اکنون داریم " هزینه ی دفع فاضلاب "

در قبوض تلفن داریم : هزینه ی نگهداری ، سایر خدمات

البته در تمام قبوض تلفن و مبایل و برق و.... به ازای مبلغ کل مصرفی ۵٪ هزینه ی عوارض شهرداری و ۱۰٪ به عنوان مالیات بدان اضافه می شود

به این مبالغ هزینه ی آبنمان را نیز اضافه کنید

حال برسیم به راه سازی !

خدا را شکر در کشور ما این کار به عهدی بانک هاست ! راه سازی می کنند و بعد از مردم هزینه ی استفاده می گیرند ( برای مثال اتوبان کرج-قزوین ۲۵۰۰ ریال یا قزوین-زنجان ۷۵۰۰ ریال و ...) ( تا کنون در هیچ کشوری که سفر کرده ام همچین چیزی مشاهده نکرده ام ! یا ما خیلی زرنگیم یا آنها خیلی نفهمند و یا سر کیسه کردن مردم را بلد نیستند ! )

فکر نمی کنم که لازم باشد بیشتر توضیح بدهم ! ( خوب یک بار خرد خرد می گیریم که مردم به فشار نیافتند ، یک بار هم یکجا که مردم نگویند از ما دوبار مالیات می گیرید ! )

 

حال اگر از عوارض شهرداری منازل و مشاغل و اتومبیل و (اتو و اجاق گاز و چرخ خیاطی و مایگر و ویو و ) تلفن ثابت و مبایل و غیره و غیره و مالیات های مشابه بگذریم . می رسیم به مالیاتی که اینروزها حرف آن است و از آن هم که بگذریم می رسیم به خمص و زکات و ثلث و ... !

آیا در دین اسلام این موارد معادل مالیات نیست ؟ اگر هست چرا مالیات می گیریم ؟ و اگر مالیات می گیریم چرا طلاب به مردم می گویند که آنها را بدهند ؟

البته این هزینه ها را منابع نفتی نمی تواند جبران کند ( استغفرالله ! کم مانده بود عکس خدا پاره کنم ! )( من نمی خوام مفسد فی العرض بشم )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی ها می گویند آیت الله خمینی در سخن رانی اش در بهشت زهرا گفته بود که پول آب و برق حرام است

جهت اطلاع این افراد که می گویند پس چرا از مردم این هزینه ها را می گیرند باید عرض کرد : ایشان فرمودند که حرام است . نگفتند که ما نمی گیریم !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

م.زندگی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 15:6  توسط م.زندگی  | 

درود دوستان عزیز

بعد از دستگیری مدیر پرشین بلاگ حالا نوبت به حک شدن و بسته شدن و این چیزها رسیده است ! خدا را شکر ایرانی جماعت تنها جایی که در آن امنیت ندارد خود ایران است ! به همین دلیل ترجیح دادم ادامه ی کارم را در بلاگ فا پیگیری کنم ( البته با ورود من به بلاگ فا ممکن است اتفاقات مشابهی اینجا هم بیفتد  پیشاپیش عذر خواهی بنده را بپذیرید )

اما  : آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم ....

 

اجازه بدهید با شعری از خسرو گلسرخی این وبلاگ را آغاز کنیم

 

روح بابک در تو
در من هست
 مهراس از خون یارانت ، زرد مشو
پنجه در خون زن و بر چهره بکش
مثل بابک باش
نه
 سرخ تر ،‌ سرخ تر از بابک باش
 دشمن
 گرچه خون می ریزد
ولی از جوشش خون می ترسد
مثل خون باش
بجوش
شهر باید یکسر
بابکستان گردد
تا که دشمن در خون غرق شود
وین خراب آباد
 از جغد شود پاک و
گلستان گردد

 

پ.ن

بابک خرمدین یکی از آزادی خواهان بزرگ ایرانی است که بعد از نبرد و جراحت های بسیار هنگام مرگ دست خود را برید و خون خویش را بر چهره کشید و گفت : نمی خواهم در نزد دشمنان با روی زرد بمیرم !

 

پاینده باد ایران و آزاد باد اندیشه

 

م.زندگی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 14:47  توسط م.زندگی  |